حرف آخر : یا فاطمه ء زهرا ازت خواهش می کنیم کمکمون کنین که در دام نیفتیم ، در چاه نیفتیم و ...
موضوع پست بعد : ...
التماس دعا
برای مقابله با شیطان چه کنیم ؟!
آیا به مبارزه و چالش با او بپردازیم ؟!
راه ساده تری هم هست !
وقتی شیطان خواسته ای داشت می توانیم ، انگشت شستمان را به او نشان دهیم ! و به سراغ کار دیگری برویم .
حرف آخر : اینجوری بهتره چون هم به خواستش نمی رسه ،هم کنف می شه ؛ در ضمن خستگی جنگ رو هم برای انسان نداره
موضوع پست بعد : ![]()
التماس دعا

حرف اول و آخر :
اشک ریختن برای امام حسین (ع) خیلی سعادت می خواد مخصوصا زار زار ... و چه بهتر كه در كنار ِ اين گريه ها ، ' تعقل ' و ' تفكر ' و ' توجه ' هم باشه ، اونوقت حتي اگه به اندازه بال مگسي هم اشك جاري بشه كفايت مي كنه . مگه نه ؟!
•• التماس دعا ••
بسم الله الرّحمن الرّحـــيم
امثال بينوا هنوز غوره نشده، فكر مي كنند مـويز شده اند ! ![]()
چه طور كسي كه خود را اصلاح نكرده به خود اجازه مي دهد ديگران را اصلاح كند ؟! ما دروغ مي گوييم انتظار داريم ديگران به ما دروغ نگويند . پشت سر ديگران غيبت ميي كنيم ، انتظار داريم آنها درباره ما غيبت نكنند . ما بدون علم كافي به بحث مي نشينيم و انتظار داريم ديگران سفسطه نكنند و ... ؛
"اهم" را رها كرده ايم به "مهم" چسبيده ايم .اصلاح خودمان را فراموش كرده ايم و به اصلاح ديگران مي پردازيم، پر واضح است كه چه خواهد شد ! ... و الا چگونه مي توان بدون طي دوره ابتدايي ،يكسره به دوره راهنمايي رفت ؟!
انسانهايي با نگاهشان آدم مي ساختند و مي سازند ... و انسانهايي با دو صد دفتر شعر نمي توانند طرفي ببندند چون تمام شعرهايشان "شعار" است و پاي عملشان لنگ
ما خود نمي دانيم چه مي كنيم ! همين است كه بي سر پرست مانده ايم ... كمي انديشه كنيم ! خدا براي انسان كافي و وافيست .
حرف آخر : يك ماه ميرم و نيستم ... اي كاش من رو مي بردند و با پاي خودم نمي رفتم !!!
موضوع پست بعد : حالا اگه خدا خواست و زنده بوديم تا يك ماه ديگه، يه كاريش مي كنيم !
التماس دعا
بسم الله الرّحمن الرّحـــيم
خيلي ها به سفر حج ميرن ( مخصوصا تو اين ايام سال ) اما مهّم رفتن به سفر حج نيست !
مهم اين ِ كه :
موقع رفتن چي بوده موقع برگشت چي شده ؟!
چطور رفته و چطور برگشته ؟!
اصلا براي چي رفته ؟!
بردنش يا خودش رفته ؟!
گر مي برندت واصلي ،گر مي روي بي حاصلي
آيا رفته تا از عبادت به عبوديت برسه ؟!
آيا رفته از زندگي به بندگي برسه ؟!
آيا رفته خونه خدا رو ببينه ؟! واويلا
!
يا رفته خدا رو ببينه ؟!
آيا رفته يه پولي خرج كنه و پايه اقتصاد كشور دوست و برادر ( عربستان
) رو مستحكم تر كنه ؟! خاك عالم بر سرش !
يـا رفته خودش رو خرج كنه براي خداي خودش ؟!
شايد اين وسط بعضي ها به مصداق خر عيسي باشن! كه مكه رفته هم آدم نميشن !
خـر عيسـي گـرش به مـكه برند ¤ چــو بيايـد هنــوز خــر باشد
سگ به درياي هفت گانه مشـوي ¤ كه چو شستي پليدتر باشد
شايد بعضـي ها هـم به مصداق سـگ اصحـاب كهف باشن! كه مـكه نرفته آدم ميشن !
سگ اصحاب كهف روزي چند
پـي مــردم گـرفت و آدم شــد
و در آخر حيف ِ سخنان گرانبهاي دکتر علی شریعتی را مرور نكنيم :
... و اكنون، ابراهيمي، تو اسماعيلت را به قربانگاه آوردهاي. اسماعيل توكيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبيلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيباييات؟ و .... من چه ميدانم؟ اين را بايد خود بداني و خدايت. من فقط ميتوانم نشانيهايش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ايمان ضعيف ميكند، آنچه تو را در راه مسئوليت به ترديد مي افكند،آنچه دلبستگياش نميگذارد تا پيام حق را بشنوي و حقيقت را اعتراف كني، آنچه تو را به توجيه و تاويلهاي مصلحتجويانه و ... به فرار ميكشاند و عشق به او كور و كرت ميكند و بالاخره آنچه براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تو است! اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد يا يك شيئي، يا حالت، يا يك وضع، و يا حتي يك نقطه ضعف ! تو خود آن را هر كه هست و هر چه هست بايد به مني آوري و براي قرباني انتخاب كني. چون: ذبح گوسفند به جاي اسماعيل قرباني است، و ذبح گوسفند به جاي گوسفند قصابي !
اي حاجي، اكنون به كجا ميروي؟ به خانه؟ به زندگي؟ دنيا؟ رفتن از حج، آنچنان كه آمده بودي؟ هرگز. اي كه نقش ابراهيم را در اين صحنه ايفا كردي! هنرمند خوب در شخصيتي كه نقش او را بازي ميكند حل ميشود و اگر خوب بازي كرده باشد، كار صحنه پايان ميگيرد و كار او پايان نميگيرد. هنرمنداني بودهاند كه از نقشي كه ايفا كردهاند ديگر بيرون نيامدهاند و بر آن مردهاند. و تو اي كه نقش ابراهيم را بر عهده داشتي، نه به بازي كه به عبادت، به عشق، از نقش ابراهيم به نقش خويش رجعت مكن، خانه مردم را ترك مكن و دوباره پا در گليم خويش مكش. اي كه در مقام ابراهيم ايستادهاي و بر پاي ابراهيم به پا خاستهاي و به دست خداي ابراهيم دست بيعت دادهاي، و به سرزمين ايمان و بر فرش خدا به مهماني پا نهادهاي و در گرداب عشق فرو رفتي و خود را در خلق طائف نفي كردي و در كوهستانهاي حيرت و آتش به جستجوي آب تلاش كردي و آنگاه از مكه، يكسره در عرفات هبوط كردي و از آنجا، منزل به منزل به سوي خدا رجعت كردي و با "آگاهي" (در پرتو روشني آفتاب عرفات)، و "خودآگاهي" (به روشني پاك شعور حرام)، به جمع سلاح پرداختي، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز مني گذشتي و سرزمين عشق و ايمان را از حكومت ابليسها رها كردي، و در پايان كار گوسفندي را ذبح كردي! ابراهيم وار زندگي كن و در عصر خويش معمار كعبه ايمان باش، قوم خويش را به حركت آر، جهت بخش، به حج خوان، به طواف آر . و تو ! اي هم پيمان با خدا، اي همگام با ابراهيم اي كه از طواف ميآيي و كار حج را با طواف نساء به پايان آوردهاي و در جاي معمار كعبه ،باني مدينه حرم و مسجدالحرام ايستادهاي و روي در روي همپيمان خويش (خدا) داري، سرزمين خويش را منطقه حرم كن، كه در مسجدالحرامي، عصر خويش را زمان حرام كن، كه در زمان حرامي، و زمين را مسجدالحرام كن، كه در مسجدالحرامي، كه: زمين مسجد خداوند است و ميبيني كه : نيست !
حرف آخر : خدايا؛ مرا هرگز مراد و مريد بى شعورها و محبوب نمكهاى ميوه مگردان.
موضوع پست بعد : تو مو می بینی و من پیچش مو !
التماس دعا

حرف آخر : دیار یاران کجاست ؟
موضوع پست بعد : چه می دونم !
التماس دعا
پير خـرد پيشهء نورانيـم
برد ز دل زنگ پريشانيـم
گفت كه در زندگي آزاد باش
هان گذران است جهان، شـاد باش
حرف آخر : به خودتم نگاه کن !
موضوع پست بعد : ایران
التماس دعا
... بلاخره ما دو تا حسين گفتيم، يه وقتي گريه كرديم براشون. وقتي آدم مي شنوه بعضي پير غلامهاي امام حسين ( ع ) لحظه آخر كه نفس مي خواد برسه به حلقوم يه مرتبه از جا بلند ميشن، ماهها تو بستر افتاده ها يهو بلند ميشه ميگه پاشيد مگه نبينيد اربابمون اومده، احترام كنيد. همه دوست دارن يه روزي همين رو بگن. اونوقت اين حسين كه انقدر آقاست، واقعا آقا ...كه از شدت آقايي او، مثل مني هم به طمع افتاده... ؛
طفيل هستي عشقند آدمي و پري ! ارادتـي بنمـا تا سـعادتـي بـبـري
التماس دعا
حرف آخر: آخرش حاجتمُ من ميگيرم
موضوع پست بعد: ؟
